بازاریابی سیاسی

تاریخچه و تعاریف بازاریابی سیاسی کمپین های سیاسی و انتخاباتی قدمتی بسیار بیشتر از بازاریابی سیاسی دارند. اولین نمونه این کمپین های به دوران باستان و به زمانی بر می گردد که «تیبریوس» و بعد از وی «گائوس کراچوس» دو قرن پیش از میلاد مسیح در رم برای حفظ موقعیت موقعیت خود دست به کمپین سیاسی به معنای امروزی آن زد.

اما «پدیده بازاریابی سیاسی» محدود به کمپین های سیاسی و انتخاباتی نمی شود. اگر بازاریابی سیاسی را به کوهی از یخ تشبیه کنیم می توان گفت کمپین های انتخاباتی تنها قسمت بیرونی آن را تشکیل می دهد. برخی پژوهشگران معتقدند اولین بار بازاریابی سیاسی در ادبیات مربوط به مدیریت کمپین های انتخاباتی آمریکا دیده شد. و موضوع امکان به کارگیری بازاریابی در کمپین های سیاسی در ایالات متحد تبدیل به موضوع مورد علاقه محققان غیر آمریکایی، از جمله پژوهشگران بریتانیایی نیز گردید. با این حال بعضی از پژوهشگران رشته های بازاریابی و علوم سیاسی پیدایش مدون مباحث مربوط به بازاریابی سیاسی را به کشور انگلستان و امروزه گستره وسیعی از مبانی نظری دانشگاهی بر وابستگی روزافزون سیاست به بازاریابی تأکید دارند. مسئله انتخاب شدن، لزوما یک مسئله بازاریابی است و نامزدها برای موفقیت نیازمند فهم بازارهای خود هستند.

جوهره اصلی تعامل کاندیدا و حزب سیاسی با رأی دهندگان از نوع بازاریابی است و این نوع بازاریابی اجتناب ناپذیر است. در جهان امروز، بازاریابی سیاسی راههای جدیدی را برای فهم و اداره ی سیاست نوین ارائه می دهد. به عقیده پژوهشگران، «بازاریابی سیاسی مفهومی است که با برندسازی انسانی نزدیکی زیادی دارد 

 به عقیده آنها استفاده آشکار از تکنیک های بازاریابی در سیاست که الان به آن بازاریابی سیاسی می گویند به دهه ۱۹۲۰ در بریتانیا بر می گردد، یعنی زمانی که شرکت تبلیغاتی ساچی و ساچی پوستری با عنوان «کارگرها کار نمی کنند» را چاپ کرد. از این زمان به بعد است که می توان گفت که بازاریابی سیاسی سر زبان ها افتاد و خیلی از بازاریاب ها کم کم پذیرفتند تعامل مستقیمی میان مفاهیم و ابزارهای بازاریابی و سیاست به وجود آمده است.

انتخابات ۱۹۰۶ شاهد اولین پوستر کلاسیک تبلیغاتی حزب کارگر بریتانیا بود که با عنوان «آرزوها با حزب کارگر محقق می شود» منتشر شد. افزایش بی سابقه رأی دهندگان در سال ۱۹۱۸ و ظهور تکنولوژی های ارتباطات انبوه موجب شد نگاه سیاستمداران به کمپین های انتخاباتی اساس تغییر کند. تا قبل از زمان کمپین های انتخاباتی عمدتا در قالب روش هایی از قبیل مراجعه حضوری به رأی دهندگان، انتشار کارت های تبلیغاتی، و ایراد سخنرانی های پر طمطراق شناخته می شود.

اگرچه تا سال های بین دو جنگ جهانی، ملاقات حضوری رأی دهندگان و نصب پوسترهای تبلیغاتی و کارهایی از این دست هنوز بخش مهمی از کمپینهای انتخاباتی به شمار می رفت (یا شاید کمپین ها تنها محدود به این کارها می شد، اما گذشت زمان نشان داد توجه استراتژیست های احزاب بزرگ به ابزارهایی مانند فیلم تبلیغات و برنامه های رادیو، تلویزیونی و فرصت هایی که در نتیجه استفاده از این ابزارها برای آنها به وجود می آمد روز به روز بیشتر می شد

 در این راستا بازاریابی سیاسی می تواند به عنوان کاربرد مفاهیم بازاریابی، اصول و شیوه هایی در مسایل سیاسی توسط افراد، گروه ها، سازمانها و ملتها تعریف شود.

مهمترین هدف در بازاریابی سیاسی هدایت چشم اندازها و عقاید عمومی، پیشرفت ایدئولوژیهای سیاسی، پیروزی در رقابتها و انتخابات سیاسی و وضع قوانین و تشکیل رفراندوم مرتبط با نیازها، خواسته ها و تمایلات بخشهای بازار هدف را در بر می گیرد.

برخی صاحبنظران معتقدند استفاده از بازاریابی، به احزاب امکان می دهد علاقه مندی و نیازهای متنوع رأی دهندگان را از طریق تحلیلهای بازاریابی، اجرا و کنترل کمپین های انتخاباتی و سیاسی بهتر از پیش شناسایی کنند.

به نظر آنها هدف اصلی بازاریابی سیاسی، توانمند کردن احزاب سیاسی و رأی دهندگان برای اتخاذ بهترین و راضی کننده ترین تصمیم هاست.

بازاریابی سیاسی

هرگز و دان تعریف جامعی از بازاریابی سیاسی ارائه داده اند که می توان آن را به عنوان آخرین و جامع ترین تعریف بازاریابی سیاسی پذیرفت: بازاریابی سیاسی یک واحد سازمانی برای ارتباطات سیاسی و یا مجموعه ای از فرآیندهای ایجاد و برقراری رابطه و ارائه ارزش به رأی دهندگان را در بر می گیرد که به دنبال مدیریت رابطه به نحوی هستند که هم برای سازمان و هم برای ذینفعانش سودمند باشد.”

همچنین گات متعقد است که بازاریابی سیاسی یعنی تحقیق و تفحص در خصوص نظرات حزب یا نامزدها و تحلیل محیط پیرامون آن ها، به گونه ای که بتوان وضعیت رقابتی که به درک اهداف سازمانی و گروه های ذینفع در انتخابات کمک می کند را توسعه و ارتقاء دهد.

مشارکت سیاسی و بازاریابی سیاسی امروزه یکی از مسائل پیشروی حکومت ها، به ویژه حکومت های مدعی دموکراسی، کشاندن مردم پای صندوق های رأی و بالا بردن میزان مشارکت مردم به منظور داشتن پشتوانه ی سیاسی و مردمی برای حضوری مقتدر در عرصه ی بین المللی و همچنین پیاده کردن سیاست های خود است. تمام کشورها، میزان مشارکت در انتخابات و افزایش شمار رأی دهندگان را با حساسیت پیگیری می کنند.

نگاهی به عوامل بازدارنده ی مشارکت حداکثری، به بازاریابان سیاسی کمک می کند با شناخت بیشتری از ابزارهای بازاریابی سیاسی به طور مناسب برای رفع این موانع استفاده کنند. از سوی دیگر، مشارکت در فرایندهای انتخاباتی، فقط به رأی دادن محدود نمی شود.

در واقع، مشارکت سیاسی از آزادی بیان، آزادی در تشکیل اتحادیه، مشارکت در اداره ی امور عمومی، داشتن فرصت ثبت نام برای نامزد شدن، داشتن فرصت مبارزات انتخاباتی، فرصت انتخاب شدن و فرصت به عهده گرفتن اداره ی سطوح مختلف حکومتی، نشأت می گیرد

 در اینجا سؤالی که برای بازاریابان سیاسی مطرح می شود این است که چگونه با به کارگیری ابزارهای سنتی و مدرن می توانند میزان مشارکت عمومی (سیاسی) را افزایش دهند.

در این زمینه، پیانو ریس در سطح بندی مشارکت سیاسی و رفتار رأی دهندگان برای تبیین مشارکت سیاسی، سه نظریه را در سطح خرد مطرح می کند: نظریه ی منابع، نظریه ی انگیزش و نظریه ی جمعیت شناختی.

در نظریه ی منابع، عقیده بر این است که افراد برخوردار از منابع بیشتر، سطوح بالاتری از مشارکت را نشان می دهند. این منابع ممکن است مادی یا معنوی باشند، اما هر چه میزان منابع در اختیار افراد افزایش یابد، بر امکان مشارکت آنان نیز افزوده می شود. از مهم ترین منابع تأثیرگذار بر مشارکت می توان به تحصیلات، درآمد، داشتن وقت آزاد و ارتباطات و مهارت های سازمانی اشاره کرد.

در نظریه ی انگیزش، اعتقاد بر این است که هر چند وجود منابع سبب تسهیل مشارکت شهروندان می شود، چنانچه شهروندان از انگیزه ی لازم برای مشارکت برخوردار نباشند به این کار مبادرت نمی ورزند. این انگیزه می تواند مادی یا غیر مادی باشد، مانند علاقه به سیاست، احساس اثربخشی، وظیفه شناسی، اعتماد سیاسی و ارزهای سیاسی افراد. به بیانی دیگر، مشارکت تضمین کننده ایجاد یا حفظ اعتماد، تعهد و انگیزش است.

در نظریه ی ویژگی های جمعیت شناختی، مهم ترین و اساسی ترین عامل تأثیرگذار بر مشارکت شهروندان، عوامل جمعیت شناختی مانند سن، جنسیت، نژاد، جغرافیا و مانند آن است.

با توجه به مدل پیانوریس می توان گفت بازاریابان به منظور استفاده ی بهینه از ابزارهای سنتی و مدرن بازاریابی سیاسی برای افزایش مشارکت عمومی، باید به ترتیب بر نظریه ی جمعیت شناختی، نظریه ی انگیزش و نظریه ی منابع توجه کنند و عوامل جمعیت شناختی را بر عوامل انگیزشی و عوامل انگیزشی را بر در اختیار گذاردن منابع بیشتر به رأی دهندگان، اولویت دهند.

آنچه مسلم است، نمی توان از همه ی ابزارهای بازاریابی سیاسی در هر وضعیتی به طور یکسان بهره گرفت. هر یک از ابزارهای بازاریابی سیاسی در اقشار مختلف مردم با جنسیت، سن، منطقه ی جغرافیایی و ارزش ها و اعتقادات متفاوت، اثری متفاوت می گذارد و نمی توان انتظار داشت که در کشوری با ارزش های دینی، عاملی چون مچ گیری و تخریب دیگران موجب ایجاد تأثیری مثبت بر مشارکت عمومی شود.

همچنین کاتلر و همکاران  معتقدند که تنها بازاریابی سیاسی هوشمند است که می تواند موجبات بیشینه سازی منافع بالقوه رأی دهندگان و نامزدهای انتخاباتی را فراهم سازد. به زعم او، بکارگیری فنون بازاریابی در رقابتهای سیاسی می تواند متضمن آن باشد که برنامه ریزهای رقابتی، نظام مند، کارا و رأی دهنده گرا صورت گرفته است.

بازاریابی سیاسی می تواند با ارتقاء اثربخشی در استفاده از منابع محدود و با ارائه اطلاعاتی ارزشمند به نامزد و رأی دهندگان، مسئولیت پذیری را در فرآیند سیاستمداری توسعه داده و بهبود بخشد.

بازاریابی سیاسی از ارتباطی پویا با اعضا گروه های سیاسی، منابع محتمل سرمایه گذاری و انسانی که در رأس آنان رأی دهندگان قرار دارند، برخوردار است.

بازاریابی سیاسی دارای ابزارهایی مانند ابزارهای سنتی مشتمل بر استفاده از چهره های مشهور، تبلیغات مقایسه ای، طرحهای تبلیغاتی تخریبی، مچ گیری و رقابتهای پیش انتخاباتی ، و همچنین ابزارهای مدرن شامل تبلیغات شبکه ای، نظرسنجی های ساختگی، تصویرسازی ویدئویی، مناظره، و نماد سازی  می باشد که منجر به افزایش مشارکت سیاسی (انتخابات می گردد.

نگاهی به انتخابات و مبارزات سیاسی در نقاط مختلف جهان نشان می دهد، افراد، اندیشه ها و گروه های سیاسی بسیاری بوده اند که توانایی های زیادی برای انتخاب شدن در یک مبارزه انتخاباتی را داشته اند؛ ولی به دلیل آشنانبودن با فنونی که بتوانند خود را بهتر به جامعه هدف معرفی کنند، نتوانسته اند در انتخابات موفق شوند. در موارد بسیاری نیز مشاهده شده است که افراد، احزاب و اندیشه هایی نیز وجود داشته اند که با استفاده از فنونی برای معرفی خود به جامعه هدف، پیروز انتخابات شده اند؛ در حالی که توانایی ها و شایستگی های لازم برای انتخاب شدن را دارا نبوده اند

در پژوهش ها مواردی مشاهده می شود که کشورهای همسایه ایران نیز به مباحث بازاریابی سیاسی علاقه مند شده اند و روی این پدیده کار می کنند

برای مثال، «پوتین»، یکی از قدرتمند ترین سیاستمداران روس، با ارائه شخصیت اجتماعی خاص و کاریزماتیک در میان رأی دهندگان روسی توانست به عنوان محصول سیاسی بازار پذیر شناخته شود و موضوع مطالعه های مختلفی قرار گیرد 

 

ریشه های مفهوم بازاریابی در شکل امروزی آن به اواخر قرن نوزدهم میلادی در ایالات متحده باز می گردد. «پاول» (۱۹۷۲) نخستین فردی بود که از واژه ی بازاریابی در انتشارات علمی در فصلنامه اقتصادی استفاده کرد و به توصیف توزیع میوه تازه کالیفرنیا به بازارهای شرقی پرداخت.

مقاله مرتبط  بازاریابی چیست ؟ تعریف بازاریابی و فرایند بازاریابی

پس از جنگ جهانی دوم صاحب نظران بازاریابی به توسعه مفاهیم مدیریت بازاریابی در کنار نظریه های رفتاری و بازار پرداختند. مثال های مشهور این مورد، ۴P مک کارتی، آمیخته بازاریابی بوردن، ماتریس پورتفولیوی گروه مشاوران بوستون، پنج نیروی رقابتی پورتر و تحلیل SWOT است.

بازاریابی سیاسی

 کاتلر و آرمسترانگ، بازاریابی را تأمین رضایت مشتری به شیوه ای سودآور تعریف می کنند. به عقیده آنان بازاریابی نوعی فعالیت اجتماعی و مدیریتی است که به وسیله آن، افراد و گروه ها می توانند از طریق تولید، ایجاد و مبادله محصولات و ارزش ها با دیگران نیازها و خواسته های خود را برآورده سازند.

انجمن بازاریابی آمریکا (۲۰۰۴) بازاریابی را یکی از کار کردهای سازمان و مجموعه ای از فرآیندها دانست که شامل ایجاد، ابلاغ و تحویل ارزش به مشتریان و مدیریت روابط با مشتری به طریقی است که منافع سازمان و ذی نفعان آن فراهم شود. ایده اصلی این تعریف نسبتا پیچیده، آن است که بازاریابی بر تحویل ارزش به همه افرادی که از معامله تأثیر می پذیرند، متمرکز است.

امروزه در عرصه سیاست نیز مفاهیم جدیدی خلق شده است. از جمله این مفاهیم می توان به بازاریابی سیاسی اشاره کرد. بازاریابی سیاسی از بسیاری جهات مشابه بازاریابی در دنیای کسب و کار است.

در بازاریابی کسب و کار، فروشندگان، کالاها، خدمات و ارتباطات را روانه بازار می کنند و در عوض پول، اطلاعات و وفاداری مشتریان را دریافت می کنند. در مبارزات سیاسی نیز نامزدها، وعده ها، حمایت ها، خط مشی ها و ویژگی های شخصی خود را به رای دهندگان عرضه می کنند و در مقابل، آرا و کمکهای داوطلبانه آنان را دریافت می کنند. به علت این همسویی در حوزه های مختلف بازاریابی، برخی مفاهیم و ابزارهای بازاریابی بین بازاریابی کالا و خدمات و بازاریابی سیاسی مشترک است و برخی از اصول بازاریابی کسب و کار برای اعمال در سیاست نیازمند تعدیل هستند 

در جدول ۱، تعریف های مختلف بازاریابی سیاسی از دیدگاه اندیشمندان ارائه شده است.

صاحب نظر تعریف بازاریابی سیاسی
کاتلر بازاریابی سیاسی با بازاریابی رایج در دنیای کسب و کار ارتباط نزدیکی دارد در مبارزههای انتخاباتی، نامزدها، وعده ها، افکار، ترجیحات سیاسی و شخصیت خود را به مجموعه ای از رای دهندگان عرضه می کنند تا از آراء تلاش ها و کمک های داوطلبانه آنها بهره گیرند.
مارشمنت بازاریابی سیاسی درباره سازمان های سیاسی احزاب سیاسی، مجلس و بخش های دولتی) است که با به کارگیری فنون (مانند تحقیق در مورد بازار و طراحی محصول و مفاهیم (نظیر تمایل به ارضای خواسته های رأی دهنده) به کار رفته در دنیای کسب و کار و بازرگانی، می کوشند به اهداف خود دست یابند (مانند پیروزی در انتخابات با تصویب قانون)
نیومن

بازاریابی سیاسی عبارت است از: به کارگیری اصول و رویه های بازاریابی در رقابتهای سیاسی توسط افراد و سازمان های مختلف.

هنبرگ بازاریابی سیاسی به دنبال ایجاد، نگهداری و ارتقای روابط سودمند و طولانی مدت سیاسی برای جامعه است تا اهداف بازیگران سیاسی فردی و همچنین اهداف سازمان های درگیر، تحقق یابد این امر از طریق تبادل متقابل و تحقق وعده ها انجام می شود.
هاگز و دان بازاریابی سیاسی یک واحد سازمانی برای ارتباطات سیاسی و با مجموعه ای از فرآیندهای ایجاد و برقراری رابطه و ارائه ارزش به رأی دهندگان را در بر می گیرد که به دنبال مدیریت رابطه به نحوی هستند که هم برای سازمان و هم برای ذی نفعان آن سودمند باشد.
گارت  پژوهش و تفحص در خصوص نظرهای حزب یا نامزدها و تحلیل محیط پیرامون آنهاء به گونه ای که بتوان وضعیت رقابتی که به درک اهداف سازمانی و گروههای ذی نفع در انتخابات کمک می کند را توسعه و ارتقا داد.
اشاگنسی  بازاریابی سیاسی به معنای استفاده از مفاهیم، اصول و روش های بازاریابی در مسائل سیاسی توسط افراد، گروه ها، سازمانها و ملتها است. رویکردهای مرتبط با بازاریابی سیاسی شامل تجزیه و تحلیل، برنامه ریزی، ارزیابی و کنترل فعالیت های سیاسی است که توسط افراد گروههاء احزاب سیاسی، دولت و لایی کنندگان صورت می گیرد

بازاریابی سیاسی

 

دو تفاوت اساسی بین کاربرد بازاریابی در تجارت و سیاست وجود دارد نخست، تفاوت در فلسفه است. هدف تجارت کسب سود است؛ در حالی که هدف سیاست عملکرد موفقیت آمیز مردم سالاری است،

پیروزی در سیاست به درصد اندکی از عوامل بستگی دارد؛ اما فرق بین شکست و پیروزی در تجارت به مسائل کلانی وابسته است.

دومین تفاوت این است که در تجارت اغلب از نتایج اجرای پژوهش های بازار پیروی می شود؛ اما در سیاست، فلسفه شخصی کاندیداها بر هر چیزی که قرار است از آن پیروی شود، تأثیر می گذارد.
تعریف اشاگتسی (۲۰۰۹)، در بازاریابی سیاسی با توجه به جامعیت و به روز بودن به عنوان تعریف منتخب در نظر گرفته شد. به عقیده او بازاریابی سیاسی به معنای استفاده از مفاهیم، اصول و روش های بازاریابی در مسائل سیاسی توسط افراد، گروه ها، سازمانها و ملتها است. رویکردهای مرتبط با بازاریابی سیاسی شامل تجزیه و تحلیل، برنامه ریزی، ارزیابی و کنترل فعالیت های سیاسی است که توسط افراد، گروههای احزاب سیاسی، دولت و لابی کنندگان صورت می گیرد. این تعریف کاربری بازاریابی سیاسی از سطح فرد تا ملتها را شامل می شود و تمامی فرآیندهای موردنیاز در حوزه بازاریابی سیاسی، از جمله فهم بازار و تجزیه و تحلیل و ارائه پاسخ و کنترل بازار، را دربر می گیرد.

الگوهای نظری بازاریابی سیاسی

مدل بازاریابی سیاسی نیومن

این مدل به توضیح رویه هایی برای مفاهیم مرتبط با فعالیت های بازاریابی در بازار رای دهی می پردازد.

 

نظریه پیشرفته بازاریابی سیاسی نیومن و همکاران:

این مدل در پی ایجاد مدل پیشرفته بازاریابی سیاسی با توسعه مدل پیشین نیومن و دخیل کردن مفاهیم جدید و توجه به فناوری به عنوان متغیری تاثیرگذار در این رابطه به تبیین فرایند بازاریابی سیاسی می پردازد.

 

 ابزارهای سنتی بازاریابی سیاسی عبارت اند از: استفاده از چهره های مشهور، تبلیغات مقایسه ای، طرح های تبلیغاتی تخریبی، مچ گیری و رقابت های پیش انتخاباتی ابزارهای مدرن بازاریابی سیاسی عبارت اند از: تبلیغات شبکه ای، نظرسنجی های ساختگی، تصویرسازی ویدئویی، پیام های خودکار، مناظره و نمادسازی

پارادایم های بازاریابی و تبلور آن در سیاست.

مدیریت آمیخته بازاریابی (MMM) که از سوی بسیاری به عنوان تئوری بازاریابی شناخته می شود، از زمان انتشار آن در ۱۹۶۰، بر ادبیات و کاربرد بازاریابی مسلط شده است. این مفهوم، تا حد زیادی بر مفاهیم محصول، توزیع، قیمت و ترفیع استوار است.

تئوری MMM را اغلب به نام بازاریابی مبادله ای می شناسند که تمرکز اصلی آن بر تسهیل تعاملات جدید است نه حفظ روابط با مشتریان فعلی. در چنین فضایی، تولید و مصرف، از حیث زمان و مکان از هم جدا می شوند و این دقیقا همان شکافی است که بازاریابی به دنبال پر کردن آن است. از آنجا که حیطه سیاست، بیشتر به یک صنعت خدماتی شباهت دارد، کاربرد MMM در حیطه سیاست، موجب بروز تناقض های بسیار است. در ابتدای دهه ۱۹۷۰، حیطه بازاریابی خدمات، با مفاهیم و مدل های خاص خود ناشی شده از ویژگی های خاص خدمات شروع به رشد کرد.

اغلب از این پارادایم به عنوان بازاریابی رابطه مند(RM) یاد میشود که حاصل تلاش های مجموعه ای از صاحب نظران اسکاندیناوی است که به کتب نوردیک شهرت یافته است. این مکتب، بازاریابی را غیرقابل تفکیک از مدیریت می داند. از نظر آنها، بازاریابی، یک تخصص در یک واحد خاص نیست، بلکه شامل تمام وظایف مربوط به تعامل با محیط و دربرگیرنده تمام افراد سازمان است. این رویکرد، به ویژه در بازارهای سیاسی، به دلیل نیاز به ایجاد تعامل بلندمدت میان بدنه حزب و شهروندان و اهمیت حفظ رأی دهندگان موافق، با استقبال بالای احزاب سیاسی روبه رو شد.

با این حال، در چارچوب های نظری استراتژیک، توجه کمتری به بازاریابی و کاربرد آن در سیاست شده است. به زعم اوساگون، اگر پارادایم بازاریابی بخواهد بر رشته علمی دیگری تأثیر بگذارد، باید موضوعات را در سطحی استراتژیک مورد بحث قرار دهد. برای برطرف کردن این شکاف در علوم سیاسی، بازاریابی استراتژیک به عنوان یک رشته ی علمی باید بینشها و دیدگاه های تحلیلی خود را به صورتی قابل درک در چارچوب پارادایم های علوم سیاسی تبدیل کند. یکی از ویژگی های ضروری این مدل ها، قابلیت به کارگیری آنها در شرایطی است که کنشگران اندکی در بازار وجود دارند. این کم بودن فعالان بازار، مشخصه اصلی بازارهای سیاسی در مقایسه با بازارهای تجاری است. به علاوه، اهمیت بالای پیش بینی رفتار رقبا و پیچیدگی رفتارهای سیاسی استراتژیک، زمینه لازم را برای گسترش مباحث بازاریابی سیاسی استراتژیک فراهم نموده است.

 

مشاور و استراتژیست دیجیتال مارکتینگ بنیانگذار مجله آنلاین مدیرمگ هم بنیانگذار آژانس دیجیتال مارکتینگ نادین ایده کارشناسی ارشد بازاریابی دانشگاه علامه طباطبائئ

دیدگاهی بنویسید:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اسلایدر سایدبار