آیا شما باید MBA دریافت کنید؟

 آیا شما باید MBA دریافت کنید؟

حداقل ماهی یک بار یک شخص بلند پرواز و سخت‌کوش در دهه بیست سالگی از من می‌پرسد «آیا باید MBA دریافت کنم؟» من MBA خود را از مدرسه فارغ‌التحصیلی کسب و کار آکسفورد در سال ۲۰۰۰ گرفتم، و تا ۲۰۰۷ آموزگار و یک مربی پشتیبان درونی در GSB بودم، که به صدها دانشجو کمک می‌کردم مهارت‌های رهبری و بین فردی‌شان را گسترش دهند.

من به این شکل به اشتیاق‌های آنها پاسخ می‌دهم. نخست، حیاتی است که تعیین کنیم آیا انتظارات شما برای MBA با آنچه که این مدرک برای شما انجام خواهد داد متناسب است. برنامه‌های MBA سه منفعت مختلف فراهم می‌کنند که تمام آنها از یک مدرسه به مدرسه‌ دیگر تفاوت فاحش دارند:

مهارت‌های رهبری عملی و مدیریت

مدیریت آموزشی در چند دهه‌ قبل به صورت معنی‌داری تغییر کرده است. پیش‌تر بر تحلیل کمّی در حوزه‌هایی از قبیل امور مالی و عملکردها با تأکید اندکی بر دیگر جنبه‌های زندگی سازمانی متمرکز بود. در نتیجه MBA ها اغلب به طور نزدیکی بر اطلاعات متمرکز بوده‌ و دور از دسترس مدیران چالش‌ها بوده‌اند.

برنامه‌های MBA با گسترش خدماتشان در حوزه‌هایی از قبیل استراتژی، رفتار سازمانی و رهبری واکنش نشان دادند. برنامه ‌درسی مدارس B هنوز به شدت کمی است، اما همانطور که رئیس دانشگاه استنفورد، گرث سالونر به مک‌کینزی گفت: « من فکر می‌کنم که مهارت‌های [کمی] مالی و مدیریت زنجیره تامین و حسابداری و غیره، در آموزش مدیریت استاندارد شده‌اند، و نوعی از آنچه که شما به عنوان عامل بهداشتی به آنها فکر می‌کنید تبدیل شده‌اند: همه باید این را بدانند».

مدارس تجاری دریافته‌اند که فراهم کردن آموزش کمی و تحلیلی کافی نیست، زیرا در طی چند سال ترک مدرسه (یا حتی بلافاصله پس از فارغ‌التحصیلی) فارغ التحصیلان آنها، بیشتر از طریق توانایی خود برای هدایت و مدیریت دیگران به جای استفاده از استعدادهای شخصی خود، ارزش بیشتری به دست می‌آورند. و اثربخشی در این نقش‌های بزرگ‌تر مستلزم مجموعه مهارت‌های بین فردی کاملا متفاوت است. سالونر ادامه می‌دهد که «مجموعه مهارت‌های ظریف‌تر، رهبری واقعی، توانایی کار کردن با دیگران و به وسیله‌ دیگران، برای اجرا، هنوز بسیار کمیاب است».

اما توانایی ارائه آموزش کیفی در این حوزه‌ها به طور غیر یکنواخت در سراسر برنامه‌های MBA توزیع نشده است. بهترین مدارس، رهبری و مهارت‌های بین فردی را در اولویت بالایی قرار داده‌اند – در حال حاضر استنفورد دوازده بخش پویایی‌های بین فردی را به بیش از ۴۰۰ دانشجو در هر سال ارائه می‌دهد، که این دوره کار فشرده را به عمومی‌ترین دوره انتخابی ما تبدیل می‌کند. مدارس سطح دوم تلاش می‌کنند تا سطح خود را بالا ببرند، اما ایجاد برنامه‌هایی با کارآیی بالا در این زمینه‌ها دشوار است. بیل جرج، استاد دانشگاه هاروارد می‌گوید: «فکر نمی‌کنم شما بتوانید رهبری را آموزش دهید، فکر می‌کنم شما می‌توانید در مورد آن یادبگیرید» از طریق فعالیت‌های تجربی که دانش‌آموزان را گردهم می‌آورند تا به آنها کمک کند نقاط قوت و محدودیت‌های خود را درک کنند، بازخوردی را ارائه دهند و خودآگاهی را ارتقاء دهند. این فعالیت‌ها نیازمند رویکرد بسیار متفاوتی از روش‌های سنتی سخنرانی هستند.

من نمی‌گویم که مهارت‌های کمی و فنی که یک MBA ارایه می‌کند، مفید نیستند – آنها واقعا مفید هستند. اما آنها به طور فزاینده‌ای از طریق سایر مکان‌هایی که افراد می‌توانند با هزینه بسیار پایین به خود دسترسی داشته باشند، در دسترس هستند. مزیت ویژه یک برنامه مدیریت اجرایی، فرصتی است برای توسعه مهارت‌های رهبری و بین فردی با گروهی از همسالان در یک رشته از دوره‌های تجربی که از طریق تحقیقات فعلی به آنها اطلاع داده می‌شود. پس از خود بپرسید:

      آیا برنامه‌های MBA ای که به آنها رسیدگی می‌کنم آموزش رهبری و مدیریت عملی ارائه می‌کنند؟

      این دوره‌ها چقدر خوب ایجاد شده‌اند؟ آنها چقدر از مدرسه حمایت می‌کنند؟ آنها چقدر از جامعه اطرافشان پشتیبانی می‌کنند؟

      فارغ التحصیلان در مورد تجربیات خود در این دوره‌ها چه می‌گویند؟ آنها از این آموزش چه سودی برده‌اند؟

      و چه ابزارهای جایگزینی برای من در دسترس هستند تا این مهارت‌های عملی را توسعه دهم؟

مقاله مرتبط  بازاریابی سیاسی

یک اعتبارنامه که علامتی را به بازار می‌فرستد

هیچ مسیر شغلی به طور کامل به یک مدرک MBA نیاز ندارد -این یک مدرک اختیاری است و چیزی شبیه یک JD، یک MD یا سایر اعتباراتی نیست که حرفه‌ها از جمله حقوق و پزشکی اجباری می‌سازند. بسیاری از افراد ارشد در نقش مدیریت عمومی، در مشاوره و حتی در خدمات مالی که یک رشته MBA ندارند وجود دارد – بنابراین فرض نکنید که اعتبارنامه به یک هدف معنادار در زمینه انتخاب شده‌تان خدمت می‌کند.

من به عنوان مربی دو «بازار» مختلف دارم – دانشجویان من در استنفورد و مشتریان خصوصی من، که در درجه اول رهبران ارشد هستند و در هر دو زمینه مدرک من یک سیگنال مفید می‌فرستد. دانش آموزان جدید احساس راحتی بیشتری می‌کنند و می‌دانند که من در جایگاه آنها بوده‌ام (البته ۱۵ سال پیش)، و مشتریان احتمالی آینده اطمینان دارند که من پیچیدگی‌های دنیای آنها و چالش‌هایی که با آنها روبرو هستند را درک می‌کنم.

اما مشخص نیست که یک MBA این اثر را داشته باشد. در اولین شغلم بعد از مدرسه کسب و کار، با طیف وسیعی از جوامع تعامل داشتم، و در حالی که من هرگز کسی را در مورد این حقیقت گمراه نکرده بودم که مدرک MBA داشتم، همچنین آن را نیز تبلیغ نکردم. می‌دانستم که برخی افراد در این زمینه تاثیرات منفی بر MBA دارند، و به یک شانس نیاز داشتم که خودم را به عنوان یک فرد ثابت کنم قبل از اینکه کلیشه‌ای باشم. مورد ویژه من از این تجربه ممکن است غیرمعمول بوده باشد، اما به هیچ وجه این طور نیست که دانشجویان مدیریت اجرایی با تردید و حتی تحقیر در بسیاری از حوزه‌ها و سازمان‌ها دیده می‌شوند.

علاوه بر این، ماهیت سیگنال ارسالی به اعتبار برنامه مدیریت اجرایی خاص بستگی دارد، و این صرفا یک مساله پرستیژ نیست. دانشگاه هاروارد، استنفورد و وارتون به طور معمول فهرست‌های بالای مدارس کسب و کار آمریکا هستند، اما آنها به خاطر شایستگی و خودبینی شهرت دارند. در حالی که برخی از شرکت‌ها به دنبال فارغ التحصیلان مدارس نخبگان هستند، برخی دیگر از این نگرانی اجتناب می‌کنند که کار کردن با آنها دشوار است و برای فرهنگ موجود مختل کننده هستند. پس از خود بپرسید:

      در حال حاضر در چه بازاری هستم؟ برای ورود به آینده چه بازارهایی را می‌توانم جستجو کنم؟

      چه کسی به خدمات من علاقه دارد؟ اگر من یک مدرک MBA داشته باشم، این چطور ممکن است تغییر کند؟

      دانشجویان مدیریت اجرایی در این بازارها چگونه درک می‌شوند؟ چه سیگنالی در این بازارها ارسال می‌شود؟ ممکن است من به عنوان یک رشته MBA با چه تفکرهای قالبی (هم مثبت و هم منفی) مواجه شوم؟

      شهرت خاص برنامه‌های مدیریت اجرایی که من در حال بررسی آن هستم چیست؟ این مدارس و فارغ التحصیلان آنها چگونه به بازارهای مورد نظر من نگاه می‌کنند؟

      و چه ابزارهای جایگزین برای من در دسترس هستند که سیگنال‌ها را برای ارتباط ارسال کنم؟

مقاله مرتبط  ۸ راه برای دستیابی به یک کسب و کار بلند مدت

عضویت در یک جامعه یادگیری و دسترسی به یک شبکه فارغ التحصیلان

مدرسه کسب‌ و کار بر روی کار در گروه‌ها تاکید می‌کند و دانشجویان MBA اغلب به اندازه‌ استعدادشان از همسالان خود یاد می‌گیرند، بنابراین مهم است در نظر داشته باشید که در کنار چه کسی دو سال کار خواهید کرد. همان افراد فارغ التحصیل همکار شما می‌شوند و دسترسی به آن شبکه یکی از ارزشمندترین منافع یک برنامه مدیریت اجرایی است.

البته، شبکه‌های فارغ التحصیلان با هم برابر نیستند. برنامه‌های مدیریت اجرایی بزرگ‌تر، شبکه‌های بزرگ‌تر را به دست می‌دهند. شبکه‌های مشخصی در مناطق خاص جغرافیایی یا در صنایع خاص متمرکز شده‌اند. و برخی از تجربه‌های مدرسه B شبکه‌هایی را ایجاد می‌کنند که به طور خاص منابع فعال پشتیبانی متقابل هستند.

من از حمایت فارغ التحصیلان GSB همکار خودم در طول دو مسیر بزرگ حرفه‌ای بهره‌مند شده‌ام. در جستجوی کار بعد از فارغ‌التحصیلی و بعد از آن که من شروع کردم به بررسی مربی‌گری اجرایی به عنوان مسیر شغلی، دیگر فارغ التحصیلان استنفورد با زمان و بینش خود، سخاوتمندانه رفتار کردند و هیچ راهی وجود نداشت که من بتوانم بدون کمک آنها موفق شوم.

همه اینها گفتند، درک نادرست در مورد اهمیت اجتماعی شدن در مدرسه کسب ‌و کار به عنوان ابزاری برای ایجاد این روابط وجود دارد. برای اینکه اطمینان حاصل شود، دانش آموزان من زمان و انرژی قابل‌توجهی را صرف توضیح فعالیت‌های اجتماعی می‌کنند و من اغلب اوقات خودم را درگیر مدت زمانی می‌کنم که آنها خودشان را سرگرم می‌کنند. با این حال این درست است که من میانسال و کسل‌کننده هستم، و یک شب آرام در خانه، ایده‌ من از زمان‌های خوب است، من حتی به عنوان یک دانش‌آموز خیلی کسل‌کننده بودم، و زمان زیادی را در مهمانی‌ها و رویدادهای اجتماعی نمی‌گذراندم.

اما من نیاز نداشتم تا از شبکه GSB بهره‌مند شوم فرهنگ اشتراکی و نسبتا به اندازه‌ مدرسه‌ای که به دانش‌آموزان کمک می‌کند از حسی از تعهد به فارغ‌التحصیلان همکار اطمینان حاصل کنند. و این حقیقت که من نمی‌توانم پاسخ بسیاری از افرادی که به من کمک کردند را بدهم، انگیزه‌ای ایجاد می‌کند تا آن را به دیگران بازپس دهم که اکنون از من کمک می‌خواهند. پس از خود بپرسید:

      من در مورد دانش آموزانی که در رشته MBA تحصیل می‌کنند که با آنها سروکار دارم، چه می‌دانم؟ آیا آنها همتایان مشابهی هستند؟ من خودم را در کنار آنها در حال یادگیری می‌بینم؟

      در مورد شبکه‌های فارغ التحصیلان این برنامه‌ها، چه می‌دانم؟ آنها چقدر فعال هستند؟ آیا آنها در مناطق جغرافیایی و زمینه‌های حرفه‌ای علاقه‌ من متمرکز شده‌اند؟

      این مدرسه چه حمایتی برای شبکه فارغ التحصیلان خود و فارغ التحصیلان مستقل انجام می‌دهد؟ آیا فارغ التحصیلان اغلب برای شرکت در رویدادها و فعالیت‌های مدرسه باز می‌گردند؟

نکته نهایی در مورد تنوع:

من شکی ندارم که تجربه من در مدرسه کسب و کار با این حقیقت که من یک مرد ساده، سفید و آمریکایی با مدرک لیسانس لیگ آی وی هستم، بسیار ساده‌تر شد. حتی هنگامی که برنامه‌های MBA به دنبال جذب جمعیت‌های دانش‌آموز متنوع‌تر در سال‌های اخیر بوده‌اند، مدارس B هنوز به طور نامتناسبی با افرادی مانند من پر می‌شوند. و حتی در استنفورد، که به گنجایش خود می‌بالد، می‌دانم که همجنس بازان زن و مرد، افراد رنگین پوست، دانشجویان غیر آمریکایی، و انگلیسی زبانان غیر بومی می‌توانند در مدرسه کسب‌ و کار احساس انزوا کنند و تجربه MBA را مشکل‌تر و استرس‌زا بیابند. امیدوارم که مردم را از طیف وسیعی از زمینه‌ها تشویق کنم تا به عنوان یک گزینه به مدرسه کسب و کار فکر کنند، و مهم است که اگر هر چیزی تغییر کند از این وضعیت کنونیِ کار قدردانی شود.

مقاله مرتبط  ویدیو سخنرانی دکترمحمود محمدیان درباره اقناع در تبلیغات

این مقاله در مجله موفقیت به چاپ رسیده است.

 

 

 

 

مشاور و استراتژیست دیجیتال مارکتینگ بنیانگذار مجله آنلاین مدیرمگ هم بنیانگذار آژانس دیجیتال مارکتینگ نادین ایده کارشناسی ارشد بازاریابی دانشگاه علامه طباطبائئ

دیدگاهی بنویسید:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

اسلایدر سایدبار