چرا فناوری به علوم انسانی نیاز دارد؟ تد تاک کسب و کار

تد تاک کسب و کار

اگر می‌خواهید یک تیم از افراد مشکل‌گشای نوآور تشکیل دهید، باید همان اندازه برای علوم انسانی ارزش قائل شوید که برای علوم پایه و فنی قائل هستید. این را کارآفرین، اریک بریج در این تد تاک کسب و کار توضیح می‌دهد که چرا شرکت‌های فناوری باید در استخدام افراد جدید، فراتر از رشته‌های علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات را در نظر داشته باشند — و چگونه افرادی با سابقه هنر و علوم انسانی می‌توانند خلاقیت و بینش را به محل‌های کار فنی بیاورند.

مقاله مرتبط  بهترین تد تاک ها برای بازاریابان

چرا باید به تد تاک کسب و کار اریک بریج گوش بدیم؟

 

اریک برریج، یکی از بنیانگذاران آژانس مشاوره جهانی و شریک استراتژیک Salesforce Bluewolf، شرکت IBM است، طی ۱۷ سال گذشته، علاقه خود را به علوم انسانی برای پیشبرد یک تجربه مشاوره ابری با کمتر از ۱۰ درصد از کارکنان مهندس یا متخصص علوم کامپیوتر. راهی که او می بیند،  تکنولوژی  برای استفاده و ساخت آسان تر می شود، علوم انسانی با ارائه مهارت هایی که به طور فزاینده ای برای موفقیت کسب و کار در همه جا ارزشمند است. و بحث امروز مبتنی بر هوش مصنوعی، کلیدی برای آزاد کردن شرایط انسان برای متعادل کردن، سالم، خلاق و سازنده است.
ویدیو تد تاک کسب و کار با موضوع ضرورت توجه به علوم انسانی

متن تد تاک کسب و کار

همه ی شما یکبار به بار رفته اید درسته؟
ولی آیا به بار رفته اید و با یک کسب و کار ۲۰۰میلیون دلاری برگردید؟!
این اتفاقی بود که ۱۰سال پیش برای ما افتاد…
روز بدی داشتیم ،مشتری خیلی بزرگی داشتیم که خیلی اذیتمان کرد
ما یک شرکت نرم افزاری هستیم و نمیتوانستیم یک مهارت خاص برنامه نویسی پیدا کنیم،تا به این مشتری برای توسعه یک سیستم ابری پیشرفته کمک کنیم.
ما تعدادی مهندس داریم، اما هیچ یک از آنها قادر به راضی کردن این مشتری نبودند و نزدیک بود اخراج شویم.
به بار رفتیم و در حال گپ زدن با دوستمان جف بودیم که متصدی بار بود. و او کاری کرد که همه متصدیان بار به خوبی انجام می دهند: به ما دلداری میداد و کاری میکرد که نسبت به دردمان احساس بهتری داشته باشیم.
میگفت هی بچه ها زیاد بزرگش نکنید،نگران نباشید و به شوخی گفت: چرا منو به اون شرکت نمیفرستید؟
صبح روز بعد مشغول گپ زدن در جلسه گروهمان بودیم،و کمی گیج بودیم…و به شوخی اون حرفو مطرح کردم
گفتم:هی ،ما نزدیک است اخراج شویم
بعد گفتم:چرا جف متصدی بار را معرفی نکنیم؟
بعد از کمی سکوت و نگاه های متعجب.
در پایان مدیر کارکنان مان گفت ، ایده خیلی خوبی است.
جف باهوش است ، او با استعداد است، سر از کارشان در میاورد.
خب جف یک برنامه نویس نبود. در واقع وقتی فلسفه میخواند از دانشگاه پنسیلوانیا اخراج شده بود….ولی با استعداد بود و میتوانست به عمق موضوعات برود، و ما نزدیک بود اخراج شویم…پس ما او را معرفی کردیم.
پس از چند روز بلاتکلیفی، جف همچنان آنجا بود ،آنها هنوز اونو اخراج نکرده بودند ،من نمیتونستم باور کنم…. او چه کار می کرد؟
این چیزی است که یاد گرفتم : او کاملا وابستگی آن ها را به مهارت برنامه نویسی از بین برد ، و بحث رو عوض کرد ،حتی چیزی که ما در حال ساختنش بودیم عوض کرد …بحث حالا این بود که ما چه چیزی میسازیم و چرا؟
و بله،جف فهمید که چگونه مشکل را حل کند، و آن مشتری به یکی از بهترین معرف های ما تبدیل شد .
آن زمان ما ۲۰۰نفر بودیم و نصف شرکت ما فارغ التحصیلان علوم کامپیوتر یا مهندسان تشکیل میدادند.
اما تجربه ما با جف ،موجب شد بپرسیم:آیا می توانیم آن را در کسب و کارمان تکرار کنیم؟
پس روش استخدام و آموزشمان را تغییر دادیم
و در حالی که همچنان دنبال مهندسان کامپیوتر و علوم کامپیوتر بودیم،هنرمندان ،موزیسین ها و نویسندگان را نیز استخدام میکردیم…..وداستان جف چندین بار در شرکت ما تکرار شد.
مدیر ارشد فناوری ما دانش آموخته زبان انگلیسی است و قبلا یک پیک دوچرخه ای در منهتن بود… و امروزه ما هزار نفریم، و هنوز کمتر از صد نفرمان مدرک علوم کامپیوتر یا مهندسی دارند.
و بله ما هنوز یک شرکت مشاوره کامپیوتری هستیم. ما یک شرکت درجه اول در بازارمان هستیم. کار ما مربوط به بسته های نرم افزاری با سریع ترین رشد است. که فروش سالانه آن ها به ۱۰میلیارد دلار میرسد.
پس این جواب می دهد.
در همین حال ،فشار برای آموزش رشته های STEM(علوم ،فناوری،مهندسی،ریاضیات)در این کشور بسیار زیاد است. همه ما این را می بینیم. و این یک اشتباه بزرگ است.

از سال ۲۰۰۹دانشجویان در ایالات متحده STEMبه میزان ۴۳درصد افزایش یافته اند در حالی که دانشجویان علوم انسانی ثابت باقی مانده اند.

رئیس جمهور قبلی ما بیش از یک میلیارد دلار به آموزش رشته های STEM اختصاص داد به قیمت کاهش بودجه رشته های دیگر ، و رئیس جمهور فعلی ما اخیرا ۲۰۰میلیون دلار از بودجه وزارت آموزش را به علوم کامپیوتر هدایت کرده است، و مدیران شرکت ها دائما از کمبود نیروی کار مهندس شکایت میکنند.

این اقدامات سیاسی به همراه موفقیت انکارناپذیر اقتصاد فناوری محور ،منظورم این است که باید با آن مواجه شویم از ۱۰ شرکت برتر جهان از نظر ارزش بازار ، هفت شرکت شرکت های فناوری محور هستند، این چیز ها ،یک فرضیه را بوجود می آورند که مسیر نیروی کار در آینده ،عمدتا در دست رشته های STEM است.
من متوجه می شوم ،بر روی کاغذ منطقی است، وسوسه کننده است، اما کاملا اغراق آمیز است. مثل این است که همه یک تیم فوتبال ،به دنبال توپ در گوشه زمین بروند،چون توپ در آنجاست. ما نباید به رشته های STEM بیش از حد ارزش بدهیم.ما نباید برای این علوم بیشتر از علوم انسانی ارزش قائل شویم .

و برای این دو دلیل وجود دارد:

اول ،فناوری های امروزه بسیار بر پایه احساسات هستند
دلیل اینکه ما قادر بودیم از تمام رشته ها استخدام کنیم و از آنها برای رسیدن به مهارت های تخصصی استفاده کنیم به این دلیل است که سیستم های مدرن می توانند بدون برنامه نویسی مدیریت شوند آنها مثل الگو هستند :ساختن،یادگیری و حتی برنامه نویسی آنها آسان است ،با توجه به اطلاعات زیادی که برای یادگیری وجود دارند
بله،کارمندان ما به مهارت تخصصی نیاز دارند، اما این مهارت ،نیازمند آموزش سخت گیرانه و رسمی بسیار کمتری است نسبت به آنچه در گذشته وجود داشت.
دوم مهارت های ضروری و متمایز در جهانی با فناوری های مبتنی بر احساسات ،مهارت هایی هستند که به ما کمک می کنند با یکدیگر به عنوان انسان همکاری کنیم، در حالی که کار سخت ، محصول نهایی را منسجم می کند ، و سودمندی آن را که نیازمند تجربه واقعی ،قضاوت و زمینه تاریخی است

چیزی که داستان جف به ما آموخت این بود که مشتری ما بر روی چیز اشتباهی تمرکز کرده بود…. همان داستان قدیمی است :متخصصان فناوری تلاش می کنند که با کسب و کار و کاربر نهایی ارتباط برقرار کنند و کسب و کار ها هم نمی توانند نیازهای خود را درست بیان کنند.
من هر روز این را می بینم.
تنها بخشی از فعالیت های ما در توانایی مان به عنوان انسان برای برقراری ارتباط و اختراع با هم خلاصه می شود. در حالی که علوم پایه و فنی به ما می آموزند چگونه چیزها را بسازیم .
این علوم انسانی است که به ما یاد می دهد چه چیزی بسازیم و چرا آن ها را بسازیم و آن ها همان اندازه مهم هستند و همان اندازه دشوار هستند.
این من را آزار می دهد زمانی که می شنوم مردم علوم انسانی را کم اهمیت تر می دانند ،آسان تر می دانند.
بی خیال!!!!
علوم انسانی، چهارچوب جهان را به ما نشان می دهند، به ما می آموزند چگونه منتقدانه فکر کنیم، آنها عمدا ساختارنیافته هستند،در حالی که علوم پایه و فنی عمدا ساختاریافته هستند.

علوم انسانی متقاعدکردن را به ما می آموزند، زبانی به ما می دهندکه می توانیم از آن برای تبدیل کردن احساساتمان به اندیشه و عمل استفاده کنیم و آنها باید هم تراز با علوم پایه و فنی باشند. و بله شما می توانید تعدادی هنرمند استخدام کنید و یک شرکت فناوری بسازید و درآمدی فوق العاده داشته باشید.

حالا من اینجا نیستم که به شما بگویم رشته های STEM بد هستند، من اینجا نیامدم که بگم دخترها برنامه نویسی نکنند ، و پل بعدی که روی آن رانندگی میکنم یا آسانسور بعدی که همه سوارش می شویم ، بیایید مطمئن شویم یک مهندس آن را طراحی کرده:))) ولی گرفتار این توهم شدن که شغل های آینده ما عمدتا در اختیار رشته های STEM است فقط احمقانه است.
اگر دوستان یا بچه ها یا خویشاوندان یا نوه ها یا خواهرزاده و برادرزاده دارید آن ها را تشویق کنید که هر آنچه می خواهند باشند….

برای آنها شغل هایی وجود خواهد داشت، مدیرعامل های شرکت های فناوری سخت دنبال دانش آموختگان STEM هستند ، می دانید آن ها را برای چه استخدام می کنند؟؟ گوگل ،اپل،فیسبوک
شصت و پنج درصد از فرصت های شغلی بازار آن ها غیرفنی هستند: بازاریابی، طراحی، مدیریت پروژه، مدیریت برنامه، مدیریت محصول،حقوق دان، متخصص نیروی انسانی، معلم، مربی، فروشنده، خریدار و غیره. این ها شغل هایی هستند که برایشان نیرو استخدام می کنند. و اگر یک چیز وجود داشته باشد که نیروی کار آینده ما به آن نیاز دارد ،من فکر میکنم همه به آن موافقیم آن تنوع است.
اما این تنوع نباید به جنسیت یا نژاد محدود شود، ما به تنوع سابقه و مهارت نیاز داریم.به افراد درونگرا و برونگرا و به رهبران و پیروان .این نیروی کار آینده ماست . و این حقیقت که فناوری راحت تر و در دسترس تر می شود این آزادی را به آن نیروی کار می دهد که هرآنچه را که خیلی راضی شان میکند، بیاموزند. 

امیدوارم از این تد تاک کسب و کار لذت برده باشید و دچار نزدیک بینی نشویم و ارزش هر رشته ای را بدانیم

مقاله مرتبط  بهترین تد تاک ها برای بازاریابان

کارشناسی مهندسی مکانیک خوندم. الانم در حال تحصیل در رشته مدیریت بازرگانی در دانشگاه علامه طباطبائی هستم. این روز ها بیشتر از همه چیز مشغول کتاب خوندن هستم و مطالبی که جدید می گیرم رو در عمل در جاهای مختلفی ازش استفاده می کنم. عاشق کتاب خوندن، عکاسی،فتوشاپ،نوشتن هستم.

Leave a reply:

Your email address will not be published.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.